تبليغاتX
رویای مهاجرت به کانادا

رویای مهاجرت به کانادا

پـــــــــــــــرواز کن برای آزادی

سلام همه دوستای خوب خودم.

واقعا از اینکه می بینم هنوز به وبلاگم سر می زنید خیلی خیلی خوشحالم و از دست خودم ناراحت که چرا کم میام بلاگفا !

الان اینجا ساعت 3 و نیم شبه و من فردا صبح ساعت 8 پرواز دارم ! از روی خل و چلی و بی خوابی اومدم فیس بوک چک کنم گفتم ببینم کسی اینجا کامنت گذاشته یا نه که دیدم ای واااااااااااای هنوز دوستام به فکرم هستن و بهم سر می زنن.تا یادم نرفته دوستانی که فیس بوک استفاده می کنند لطفا لینک پروفایلشون رو بدن تا ادد کنم.

در رابطه با کامنت ها هم واقعا ممنونم.الان وقت نشد جواب همه رو بدم اما فردا بعد از پرواز میام جواب همه رو میدم.بابت لطف همتون ممنونم.

دوشنبه دارم میرم مانیلا واسه امتحان ! امتحان آخری دوره خلبانیم ! دعاااااااااااا کنید با نمره خوب قبول بشم و لایسنس هام رو بگیرم !

یه چندتا عکس میزارم از طبیعت و آسمون اینجا که موفق پرواز های خودم گرفتم.شرمنده که دیر شد.

من عاشق طبیعت اینجا هستم .....


+ نوشته شده در  جمعه بیستم اسفند 1389ساعت 23:10  توسط Ali  | 

سلام با یه دنیا شرمندگی ! الان ماه هفتمی هست که فیلیپین هستم! کلی تجربه ی خوب و بد کسب کردم که البته خوب ها خیلی خیلی بیشتر از بد هاش بود.کم کم داره درسم تموم میشه.احتمالا داره تا 2-3 ماه دیگه درسم تموم بشه.از الان شروع کردم دنبال کار گشتن.به چندتا ایرتاکسی تو آفریقا و آسیا ایمیل زدم برای استخدام اما فعالا یکیشون جواب داده اونم تو زامبیا ! فعلا که پیشنهاد خوبی گیرم نیومده واسه کار و اگه همینطور پیش بره باید برگردم ایران !

فعلا هیچ راهی واسه کانادا رفتن پیدا نکردم !

واقعا نمی دونم چه کار کنم واسه کانادا رفتن !

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم بهمن 1389ساعت 3:50  توسط Ali  | 

salam.man philipinam alan.taghriban 10 rooze injam.hanooz laptop nakharidam.haarvaght laptop kharidam be zabane farsi up mikonam.inja jaye khaili ghashangiye.koli ax gereftam.ta chand rooze ayande ke laptop khridam vasaton axa ro upload mikonam.

movafagh bashid.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389ساعت 6:59  توسط Ali  | 

سلام.

من نمی دونم با چه رویی بیام اینجا پست بزنم به خاطر این همه تاخیر در آپ کردن وبلاگ اما خوب به بزرگی خودتون ببخشید و بزاریدش پای مشغله هام !

هفته پیش رفتم واسه ویزا اقدام کردم و برای 24 جولای بلیت گرفتم.

سعی می کنم یه چند روز دیگه بیام و کلی توضیح بدم.

این پست رو زدم که بی خبر نمونید ازم.

موفق باشید.

واسم دعا کنید.

بای.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم تیر 1389ساعت 13:43  توسط Ali  | 

سلام.

همه رفتن و ما موندیم ! اما انگار ایندفعه نوبت رفتن من شده !

کانادا نه ها ! فعلا برای طی کردن مدارج عالی خلبانی ! دارم میرم فیلیپین.

فعلا همین قدر میگم که ازم بی خبر نمونید تا بعدا که وقت کنم بیام کامل توضیح بدم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم خرداد 1389ساعت 17:8  توسط Ali  | 

سلام.

نمی دونم چطور شد اما یهو یاد یه چیزی افتادم.یاد یه داستانی افتادم.اول اینو بگم من خیلی آدم مذهبی نیستم.اما همیشه خدا رو ناظر اعمالم میدونم.شاید خیلی آدم دین داری نباشم اما به تمام مقدسات تمام ادیان احترام می زارم.همیشه هم تمام صعیم رو کردم که به کسی آسیبی نزنم و یا خدایی ناکرده حق کسی رو نخورم و کسی رو اذیت نکنم تا شب سرم رو با خیال راحت رو بالشت بزارم و اگه فردا موقع پرواز برام مشکلی پیش اومد خیالم از نظر اعمالم راحت باشه که حق الناسی گردنم نیست.

همیشه به دوستام میگم اگه قصد خلبانی خوندن رو دارید اول با مرگ کنار بیاید بعد وارد این رشته بشید.من به غیر از موارد بالا یه کار دیگه کردم که راحت تر با مرگ کنار بیام.الان هم کلا آرامش بیشتری دارم نسبت به قبل از اینکه این کار رو کنم.این آرامش رو هم مدیون یه فرد و یه داستان و یه سایت هستم.

دوست دارم اول داستان رو بخونید بعد ادامه بدم:

------------------------------------------------------

" هل جزاء الاحسان الا الاحسان"

خسته تر از پروانه اي بي پر، بي رمق تر از برگ زرد خزان، نااميدتر از ساق خشكيده در حسرت باران، چهار بهار عمرم با حسرت و درد خزان شد. نااميد از همه جا در انتظار مرگ ، ديگر تاب و تحمل بودن نداشتم.
من بودم، انتظار،‌منتظر شفا از جانب شافي. مي ترسيدم براي سلامتي ام دعا كنم كه نكند با دعاي من خانه اي داغدار شود. ديگر بريده بودم از دنيا و طبيبان آن، رو به ضامن آهو كردم خسته ي خسته، نااميدتر از نااميدان كه"معين الضعفاء" از خاندان خويش خواهد برگزيد. تا در ماه عزيز خدا نزديكي ميلاد عزيز زهرا عزيزي رخت از اين دنياي فاني بست و به سوي ديار باقي شتافت. همانا كه گويند معبود گلچين خواهد كرد!
گويا آن روز كه بر عزيزتان اسم مي نهاديد در حقيقت پروردگار او را ناجي برگزيد. تا ستون خميده كلبه ما را قائم كند.
در ماه مولود منجي عالم بشريت شنيدم گلي پرپرشد اما بدانيد قلبش مي تپد در سينه ي خسته من. سينه اي كه تشنه ي قلبي با محبت بود ..... پر شد از مهر و محبت.
سينه اي كه در يك قدمي مرگ بود، در انتظار بسته شدن پلك ها، اما ماند شاداب به بركت سخاوت دلتان.

و حال مي خواهم با پدر و مادر ناجي ام درد دل كنم:
مادرم؛ كلماتي نايافتني است براي توصيف دل بزرگت
پدرم؛ تو كه از اولاد رسولي زبان خاموش است در برابر عظمت قلبت 
مادرم؛ آفتاب تلالوش را از نور چشمان تو گرفت .... بوسه بر چشمانت باد
پدرم؛ سخاوت دريا از كريمي دستان تو بود .... بوسه بر دستانت باد
آن روز كه تازه داغدار بوديد با جوله رضايت ملائكه بر دستانتان بوسه زدند
و از آن معبود بي همتا كه هرگز بنده خود را تنها نخواهد گذاشت تمنا كردند كه صبري بر دل 
بي قرار شما دهند تا شايد داغ را تسكيني باشد. ما نيز به درگاه الهي دست دعا برمي داريم 
كه معبودا به اين عزيزان كه گلي زيبا از بوستانشان چيدي صبري بي انتها عطا كن.
و روح سيده ناجيه حسيني يگانه را كه با دم مسيحايش بر جسم بي جان جان داد در بهشت جاويدان با اوليا الله محشور بگردان.
من همان قلب دختر شمايم كه مي تپم و زندگي مي دهم، دوست دارم بدانيد با تمام وجودم دعايتان مي كنم و بدانيد شما نه تنها با سخاوتتان زني مرده را زندگي بخشيدي بلكه سه فرزند را مادري دوباره داديد دوست دارم مرا اگر قابل باشم دختر خود بدانيد.
"هر چند دختر شما كجا و من كجا"

"روحش شاد و يادش گرامي"

سودابه كياني

---------------------------------------------

بله این دست نوشته یه دختر خانمی هست که یک هفته بعد از عمل پیوند قلبش این نامه رو نوشته.من حدود ۷ ماه پیش این دست نوشته رو در سایت www.Ehda.ir خوندم.همیشه دوست داشتم به یه نحوی در یه همچین جمع هایی عضوم بشم.اما همیشه به خاطر کمبود امکانات نتونستم عضو بشم.تا اینکه با سایت اهدا اشنا شدم.3 ماه بعد از عضویت در سایت اهدا یه کارت عضویت که نشون میده شما برای اهدای عضو راضی هستید برای شما به صورت رایگان به درب منزل ارسال میشه.

واقعا خوشحالم که در همچین جمعی عضو هستم.یه جمعی که همه دلشون پر از عشق و محبت هست و منم یه عضو کوچیکی از این خانواده شدم.اگر شما هم دوست داشتید در این سایت عضو بشید تا شاید مثل هزاران نفر دیگه موقع مرگ فرشته بشید.فرشته ای که جون چند نفر رو نجات میده.فرشته ای که با این کارش خوشحالی رو به چند خانواده بر می گردونه.فرشته ای که برای همیشه جاودانه میشه.

همیشه آرزوم هست اگه یه وقتی قراره بمیرم جوری بمیرم که بشه اعضای بدنم رو به بقیه اهدا کنن تا چند خانواده عزیزشون به جمعشون برگرده و شادی رو به خونشون ببره تا شاید منم بتونم مثل یه فرشته پر بکشم و پرواز کنم برای جاودانگی.

کسی میدونه تو کانادا همچین کامیونتی وجود داره یا نه؟!

امیدوارم همیشه سلامت باشید.

بدرود.

 

آدرس سایت اهدا :

www.ehda.ir

www.iran-ehda.com

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت 0:30  توسط Ali  | 


سلام دوستان.

چند روزه یه چیزی خیلی ذهن من رو به خودش مشغول کرده ! اون مخارج زندگی در ایران ! آخه بعضی وقت ها می بینم دوستان از مخارج زندگی در کانادا می نالند بعد که یاد مخارج زندگی تو ایران میفتم میگم مثل اینکه این دوستان مخارج زندگی در ایرانشون رو یادشون رفته یا اینکه سالهاست از ایران رفتند و فکر می کنند هنوز هزینه ها مثل همون موقع هاست.

خدمت این دوستانی که سال هاست از ایران رفتند عرض کنم هزینه زندگی ایران خودتون می دونید زیاد شده.اما دقیق نمی دونید چقدر زیاد شده.شمایی که از گرونی در ونکوور نسبت به بقیه جاهای کانادا می نالید بیاید همین کیش خودمون رو با بقیه جاهای ایران مقایسه کنید.خرج اومدن و مقایسه کردنش زیاده پس من میگم شما خودتون قضاوت کنید.البته من در پایین هزینه های کل ایران رو میگم.

فکر کنم بهتره از خورد و خوراک شروع کنم.دوست عزیزی که سالهاست کانادایی الان هزینه یه کوبیده تو کیش 14 هزار تومان ، ششلیگ 23 هزار تومان،جوجه کباب 16 هزار تومان،خوراک میگو 22 هزار تومان،هات داگ 4 هزار تومان،همبرگر 3 هزار 500 تومان هست.تو شیراز هزینه همبرگر 2 هزار 500 تومان و هات داگ 3 هزار تومان هست.یه جایی هم مثل کلاردشت یه ساندویچ واقعا بی کیفیت همبرگر رو میدن 3 هزار 500 تومان ! کیفیت غذای کیش تقریبا خوب هست.اما کیفیت غذای شیراز زیاد جالب نیست و پولی که در ازای اون خوراکی می دید اصلا مقرون به صرفه نیست.هزینه لبنیات هم که جدیدا 45% گرون شده ! حالا واسه چی نمی دونم!پنیر سفید آمل 200 گرمی چند روز پیش خریدم 900 تومان.بقیه اقلام رو یادم نیست.مواد غذایی هم که تو بازار ریخته واقعا بی کیفیت هستند.راستی مرغ رو یادم رفت بگم.دیروز رفتم مرغ فروش گفتم 2 تا مرغ متوسط رو به کوچک بده بعد شد 13 هزار و 500 ! کانادا مرغ کیلو چند ؟ جدیدا هم هی یا قیمت محصولات میره بالا یا اگه قیمت نره بالا اندازه اون محصول کوچک میشه!واقعا جالبه واسم.وضعیت لباس بازارم که نیاز نیست چیزی بگم.همه جنس ها بنجل چینی و تایلندی آشغال و همیچنین ترک ! هزینه خرید این جنس ها بستگی داره از کجا بخری متفاوت هست.مارک های اصلی هم به سختی پیدا میشه و اگه پیدا بشه هم با قیمت های خیلی بالا !

لوازم برقی وضعیت بازارش بد نیست اما خب اگه مارک های معروف مثل سونی و پاناسونیک و ... بخواید خب نسبت به اجناس بجنل چینی که بعضا با مارک های ایرانی مثل صنام و پارس و از این جور چیزها بفروش میشه اجناس مارک اصلی گرون تر هستند که طبیعی هست.

هزینه اجاره خونه هم که نیاز نیست چیزی بگم !

هزینه بیمه ماشین های مختلف رو دقیق نمی دونم اما مثلا هزینه بیمه ماشین ما که قیمتش تقریبا 26 میلیون تومان هست ، با تخفیف بیمه سال های گذشته شد 700 هزار تومان ! در حالی که سال پیش 1 میلیون 300 هزینه بیمه همین ماشین داده بودیم ! هزینه سرویس ماشینم امثال که فرستادیم نمایندگی ایرتویا حدودا شد 300 هزار تومان با اینکه کار خاصی برای ماشین نکردن !

هزینه خرید ماشینم که چیزی نگم بهتره ! فقط اینو بدونید تویوتا کرولایی که شما اونجا می خرید 12-13 میلیون تومان ما اینجا می خریم 34 میلیون تومان !

داشتم با خودم حساب می کردم دیدم بابای من چقدر باید جون بکنه تا بتونه هزینه زندگیش رو در بیاره.حالا 100 رحمت به بابای من که باز وضع مالیش یکم خوبه و تقریبا جزء طبقه متوسط جامعه هست.اون بنده خدایی که ماهی 400-500 تومان حقوق میگیره چه کار می تونه بکنه با این یکم پول !

واقعا زندگی خیلی خرج داره.مثلا بابای من ماهی حداقل 150 هزار تومان فقط برای هزینه خورد و خوراک خواهرم که تو دانشگاه دولتی یکی از شهر های ایران درس میخونه می فرسته.چون غذای سلف دانشگاهشون خیلی غیر بهداشتی و آشغال هست و به قول خواهرم کوبیده سلف رو جلو گربه می اندازن نمی خورتش! این واقعیته ! ماهی هم 150 تومان برای هزینه خورد و خوراک برادرم و 100 تومان هم برای هزینه اجاره خونش (که 5 میلیون رهنش دادیم و در یکی از شهر های کوچک یکی از استان های جنوبی ایران هست) میده.منم اگه ماشین رو نبرم روزی 2 هزار تومان فقط هزینه رفته و برگشتم به مرکز آموزش خلبانیم هست .

راستی هزینه شهریه دانشگاه آزاد داداشم و مرکز آموزش خلبانی خودم هم فراموش نشه !

حساب کنید فقط ما ماهی نزدیک 700 هزار تومان هزینه خورد و خوراک و هزینه رفت و آمد و اجاره خونه داداشم میشه.حالا دیگه حساب کنید با هزینه شهریه هامون چقدر میشه ! البته هزینه مسافرت اینا هم فراموش نشه !

حالا باز حساب کنید یه بنده خدایی که ماهی400 هزار تومان حقوق میگیره و بچه داره و هزینه اجاره خونه هم میده چی براش باقی میمونه ؟!

حالا شمایی که کانادا هستید و واسه یه بیسیک ورک ساده ماهی 2000 دلار حقوق میگیرید(من مینیمم حقوق رو در نظر گرفتم) بیاید و باز بنالید ! هزینه ساندویچ همبرگر مک دنالد چنده اونجا؟ اندازه یه همبرگر کلاردشت آره ؟!

راستی مرغ کیلو چند؟ یه کیلو کالباس چند ؟!

هنوز باز از وضعیت هزینه های کانادا می نالید ؟!

راستی یادم رفت بگم حقوق یه بیسیک ورک تو ایران مثل فروشندگی 150 هزار تومان هست تو یه مغازه ! منشی 100 هزار تومان ! کارمند ساده یه اداره با اضافه کاری 400 هزار تومان ! نظرتون چیه؟!

منتظر نظراتتون هستم.

راستی بای بای کانادای عزیز منتظر نظراتت هستم.راستی شرمنده این پست رو نوشتم آخه هر وقت از این حرف ها واست کامنت می کنم هیچ وقت تایید نمی کنی یا اینکه ادیتش می کنی ! راستی عزیزم یادم باشه یه پست اختصاصی در جواب پست های وبلاگت بنویسم.فقط به خاطر تو !


پ.ن : راستی واسه اینکه بفهمید کیفیت مواد غذایی ایران چقدر آشغال هست تیتر های زیر بهمراه لینک خبرشون رو بخونید :

صنايع غذايي روي صندلي اتهام - آلوده و سرطان‌زا بودن سوسيس و كالباس‌ به حکم كارشناس ارشد تغذيه وزارت بهداشت!

تایید آلودگی 8 نمونه برنج وارداتی




+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم خرداد 1389ساعت 23:14  توسط Ali  | 

سلام دوستان عزیز.

بعد از یه غیبت خیلی طولانی بازم برگشتم.هر کاری می کنم دلم نمیاد بی خیال این وبلاگ بشم.اما واقعا سرم این چند وقت شلوغ بوده.کلی حرف برای گفتن دارم اما ترجیح میدم اونها رو بعدا بگم.میخوام از این به بعد نحوه نگارشم رو به صورت محاوره ای تغییر بدم.امیدوارم از این جور نگارش خوشتون بیاد.

خب تصمیم گرفتم این پست رو به بزرگترین ایرلاین کانادا اختصاص بدم.یعنی ایرکانادا ! اینجوری هم یه جورایی به حرفه اولم (دارم وارد یه حرفه دیگه میشم به همین خاطر گفتم حرفه اولم تا بعدا در رابطه با حرفه دومم هم توضیح بدم)من ربط داره و هم یه جورایی به کشور مورد علاقم.

------------------

ایرکانادا بزرگترین ایرلاین کانادست که در سال 1936 تاسیس شد.هدف اصلی تاسیس این ایرلاین جابجایی مسافر و بار و انجام پرواز چارتر (اجاره کردن هواپیما به صورت اختصاصی)بود.

این ایرلاین به 178 نقطه ی جهان پرواز دارد.بزرگترین مرکز فعالیت این شرکت در فرودگاه بین المللی Pearson تورنتو و مرکز اصلی آن در فرودگاه بین المللی Pierre Elliott Trudeau مونترال قرار دارد.ایرکانادا هفتمین ایرلاین مسافربری بزرگ جهان است.در آمد ایرکانادا از جابجای مسافر در سال 2008 حدود 9.7 بیلیون دلار کانادا بود.


ایرکانادا از هواپیمای های Boeing بوئینگ 777 و 767 و Airbus ایرباس A330 در مسیر های بلند و از خانواده ایرباس A320 که شامل A319 و A320 و A321 می باشد و همچنین از خانواده Embraer امبرائر E170 و E190 در مسیر های کوتاه استفاده می کند.

حمل و نقل بار نیز توسط شرکت های زیر مجموعه ایرکانادا که شامل ایرکانادا کارگو Air Canada Cargo و ایرکانادا جتز Air Canada Jetz انجام می شود.از دیگر شرکت های زیر مجموعه کانادا ، شرکت ایر کانادا وکیشنز Air Canada Vacations است که در تعطیلات پکیج های ویژه ای به 90 نقطه ی جهان دارد.

ایر کانادا جاز Air Canada Jazz در سال 2001 از به هم پیوستن شرکت های Air BC, Air Nova, Air Ontario و Canadian Regional Airlines به وجود آمد.


در کل ایرکانادا همراه با زیر مجموعه های خود ، 1370 پرواز در روز انجام می دهد.

ایرکانادا به 15 نقطه کانادا و 81 نقطه ی جهان در 33 کشور پرواز دارد و در صورت در نظر گرفتن پرواز های Jazz ، کل پرواز ها به 178 نقطه جهان در 39 کشور میرسد !


در پست های بعد اطلاعات بیشتری در رابطه با این ایرلاین در اختیار شما دوستان قرار میدم.

منبع هم سایت ویکی پیدا و ترجمه از خودم بود.اگر کم کاستی داشت به بزرگی خودتون ببخشید.


+ نوشته شده در  یکشنبه دوم خرداد 1389ساعت 0:36  توسط Ali  | 

سلام.

امیدوارم روز های خوبی رو سپری کنید.همینطور که روز به روز به بهار زیبا نزدیک تر می شویم هوا هم دل انگیزتر از روز قبل می شود که خود نوید دهنده ی بهاری زیباست.من در این فکر بودم با اینکه ایران در منطقه نیم خشک قرار دارد و بهاری به این زیبایی دارد جایی مثل کانادا بهاری همچون بهشت خواهد داشت.مخصوصا ونکوور که بهار زیبایش فکر نمی کنم قابل وصف باشد.حدودا چند روزی هست که آب و هوای شهر ما(شیراز)بسیار دل انگیز و زیبا شده.به قول دوستان آدم دلش می خواهد نفس بکشد.مخصوصا امروز که باران زیبایی آمد.


خب همونطور که از موضوع پست معلوم هست می خواهم کمی در رابطه با کار خلبانی در خارج از کشور توضیحی بدهم.

یک دانشجوی خلبانی بعد از اتمام تحصیل بین 170 تا 250 ساعت سابقه پروازی دارد.در ایران اگر این فرد کمی پارتی داشته باشد راحت در ایرلاین ها استخدام و کمک خلبان هواپیمای مسافربری می شود.

اما در خارج از کشور برای کمک خلبان مسافربری شدن باید خلبان حداقل 1500 ساعت سابقه ی پرواز و مدرک ATPL که مخفف Airline Transport Pilot License است داشته باشد.برای شرکت ATPL هم خلبان باید حداقل 750 ساعت سابقه پروازی داشته باشد.

در نتیجه کسانی که قصد استخدام در ایرلاین های خارجی را دارند باید یا اول استاد خلبان بشوند و چندسال به عنوان استاد خلبان با دانشجویان پرواز کنند تا ساعت پروازی مورد نیاز را پر کنند بعد برای ATPL شرکت کنند و وقتی مدرک ATPL را گرفتند در ایرلاین های کوچک باربریCargo با هواپیما های کوچک ساعت پرواز پر کنند.هرچند پیدا کردن کار در این زمینه هم با ساعت پرواز کم بسی مشکل است.

راهی دیگری هم وجود دارد و آن اینکه در ایرلاین های ایران استخدام شوند(چون در ایران برای استخدام نیازی به ATPL نیست) و بعد از ساعت پروازی پر کردن و گرفتن ATPL در زمان پرواز در ایرلاین های ایران، از ایرلاین های ایرانی خارج شده و برای ایرلاین های خارجی اقدام کنند.هرچند این کار هم بسی دشوار است.چون در ایران موقع استخدام از فرد تعهد کاری می گیرند و خلاصی از این تعهد ها خود کار هر کس نیست.

اما خب به هر حال این دو راهی که گفتم معمولا متداول ترین کار هاست برای استخدام در ایرلاین های خارجی.الان مقصد بیشتر خلبانان ایرانی کشور های عربی حاشه خلیجه فارس است.اما خب امکان استخدام در ایرلاین های باقی کشور ها هم ممکن هست.البته بعضی از کشور ها برای استخدام شرط تابعیت آن کشور را دارند که این بعضی اوقات مانع بزرگی است.

حالا من نمی دانم کدام راه را برای استخدام در ایرلاین های کانادا پیش بگیرم.

به نظر شما دوستان کدام راه را در پیش بگیرم بهتر است؟!

در ضمن از تمام عزیزانی که با نظر دادنشون من رو ترغیب به نوشتن می کنند خیلی خیلی ممنون هستم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 15:55  توسط Ali  | 

سلام .

بعد از مدت ها تصمیم گرفتم برای نوشتن افکار خودم در رابطه با مهاجرت به کانادا و به اشتراک گذاشتن اطلاعاتم با دیگران یک وبلاگ ایجاد کنم.

حدودا 4 سال پیش فکر مهاجرت به کانادا به مغز من خطور کرد.من مجذوب طبیعت زیبا و فوق العاده ی کانادا و همچنین نظم کشور کانادا به دلیل رعایت و احترام قوانین توسط افراد جامعه شدم.دلایل زیاد دیگری مثل آزادی به تمام معنا و پیشرفته بودن صنعت و قوی بودن اقتصاد کانادا هم من رو مجذوب خود می کرد.

موقعی که من شروع به جمع آوری اطلاعات در رابطه با کانادا کردم 14 سال بیشتر نداشتم.در آن زمان از طریق جستجو در وبلاگ های مهاجرین اقدام به جمع آوری اطلاعات کردم.اما در آن زمان تعداد وبلاگ های فارسی زبان مهاجرین بسیار کم بود.

به همین خاطر به این نتیجه رسیدم برای اینکه بتوانم به اطلاعات بیشتری دست پیدا کنم باید از منابع انگلیسی استفاده کنم.به همین خاطر شروع کردم به تقویت زبان انگلیسی.

الان بعد از 4 سال به سن 18 سالگی رسیدم و هم به لطف خدا زبانم قوی شده و هم اطلاعات زیادی در رابطه با مهاجرت و زندگی در کانادا به دست آورده ام.

در حال حاضر دانشجوی رشته خلبانی مسافربری هستم.اما واقعا سر درگم هستم که با توجه به شرایطم بعد از اتمام تحصیل امکان مهاجرت به کانادا برای من مهیا است یا نه.خودم به این فکر هستم که مدرک استاد خلبانی خود را در ایران بگیرم و بعد از آن جهت کار به کانادا بروم و بعد از 2 سال کار با ویزای کار ، برای مهاجرت اقدام کنم.اما اطمینان ندارم که این فکر تا چه حد عملی هست.

امیدوارم این وبلاگ راهی باشد برای تبادل اطلاعات با دیگر عزیزان و همچنین جواب سوالات به پاسخ من و باقی دوستان عزیز.

در ضمن دوستان هر سوالی در رابطه با تحصیل در رشته خلبانی مسافربری داشتند در خدمت هستم.



+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 23:11  توسط Ali  |